

رفیق هر شب و هر روزی دل
غمت تا بوده ، بوده روزی دل
بگردان گوشه ی چشمی و بنگر
چه حالی دارد آتش سوزی دل



در کشور دل غیر توام یاری نیست
جز خدمت درگاه توام کاری نیست
هر چند بدم گدای با سابقه ام
وین سابقه را جز تو خریداری نیست

میمیرم اگر دلت پر از غم بشود
یا چشم تو میزبان شبنم بشود
پاییز و بهار را به هم می دوزم
یک نخ اگر از پیرهنت کم بشود .


دلم پیش رخ ناز تو بند است
ندانم قیمت ناز تو چند است
نمایی گر به قلب من نگاهی
به دل گویم که بخت من بلند است

.: Weblog Themes By Pichak :.